غزل شمارهٔ 1458

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
سنگ در دیده ارباب بصیرت گهرست
1

سنگ در دیده ارباب بصیرت گهرست

خاک در پله میزان قناعت شکرست

2

حسن را نشو و نما از نظر پاک بود

آبروی چمن از شبنم روشن گهرست

3

دیده بد به تو ای ترک ختایی مرساد!

که بدخشان ز لب لعل تو خونین جگرست

4

کشتی از باد مخالف متزلزل گردد

دل به جا نیست کسی را که پریشان نظرست

5

از فضولی است ترا دست تصرف کوتاه

بهله قالب چو تهی کرد مقامش کمرست

6

آنچه مانده است ز ته جرعه عمرم باقی

خوردنش خون دل و ماندن او دردسرست

7

می کند قطع به سر، راه طلب را صائب

هر که چون سوزن فولاد حدیدالبصرست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا نَلَغْزی کِه زِ خون، راهِ پَس و پیش‌، تَر اَسْت

آدَمی‌دُزْد، زِ زَرْدُزْد، کُنون، بیش‌تَر است

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 409

مژده در مژده فتح است و ظفر در ظفرست

هر طرف مژده رساننده فتحی دگرست

نظیری نیشابوریدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 7 - این قصیده در وقت عزیمت مکه در احمدآباد گجرات در ایام فتح قلعه جونه در مدح نواب محمد عزیز اعظم خان کوکه وارد گردیده است

از شکر چاشنی ناله نی بیشترست

اینقدر حسن گلوسوز کجا با شکرست؟

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1454

خط شبرنگ کز او حسن بتان را خطرست

چشم عیار ترا پرده گلیم دگرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1455

در ره عشق که در هر قدمش صد خطرست

دیده آبله را هر مژه از نیشترست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1456

لاله رویی که ازو خار مرا در جگرست

برگریزان دل و باغ و بهار نظرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1457

راز من نقل مجالس ز صفای گهرست

همچو آیینه مرا هر چه بود در نظرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1459

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور