غزل شمارهٔ 1455

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
خط شبرنگ کز او حسن بتان را خطرست
1

خط شبرنگ کز او حسن بتان را خطرست

چشم عیار ترا پرده گلیم دگرست

2

نیست از آب گهر بر جگر تشنه لبان

از لب لعل تو داغی که مرا بر جگرست

3

ناامیدی است به پیغام لباسی خرسند

ور نه از یوسف ما باد صبا بیخبرست

4

دولتی را که بود بال هما باعث آن

پیش ارباب بصیرت به جناح سفرست

5

چه خیال است ز ما خاطر خاری شکند؟

پای پر آبله سوختگان دیده ورست

6

زنگ افسوس بود قسمتش از نقش و نگار

هر که چون آینه و آب، پریشان نظرست

7

دیده حسرت غواص نفس باخته ای است

هر حبابی که درین قلزم خون جلوه گرست

8

طالع شبنم بی شرم بلند افتاده است

ورنه از دامن گل دامن ما پاکترست

9

در شکرزار قناعت نبود تلخی عیش

دیده مور درین بادیه تنگ شکرست

10

شکوه از سنگ ندارد گهر ما صائب

هر شکستی که به گوهر رسد از هم گهرست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا نَلَغْزی کِه زِ خون، راهِ پَس و پیش‌، تَر اَسْت

آدَمی‌دُزْد، زِ زَرْدُزْد، کُنون، بیش‌تَر است

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 409

مژده در مژده فتح است و ظفر در ظفرست

هر طرف مژده رساننده فتحی دگرست

نظیری نیشابوریدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 7 - این قصیده در وقت عزیمت مکه در احمدآباد گجرات در ایام فتح قلعه جونه در مدح نواب محمد عزیز اعظم خان کوکه وارد گردیده است

از شکر چاشنی ناله نی بیشترست

اینقدر حسن گلوسوز کجا با شکرست؟

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1454

در ره عشق که در هر قدمش صد خطرست

دیده آبله را هر مژه از نیشترست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1456

لاله رویی که ازو خار مرا در جگرست

برگریزان دل و باغ و بهار نظرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1457

سنگ در دیده ارباب بصیرت گهرست

خاک در پله میزان قناعت شکرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1458

راز من نقل مجالس ز صفای گهرست

همچو آیینه مرا هر چه بود در نظرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1459

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور