غزل شمارهٔ 3677
Poet: Saib
Toggle stanza 1ز می فروغ لب یار بیشتر گردد
ز می فروغ لب یار بیشتر گردد
ز آب، آتش یاقوت شعله ور گردد
چه غم ز زخم زبان است خاکساران را؟
به گرد باد خس و خار بال و پر گردد
تو چون به جلوه مستانه قد برافرازی
فلک چو سبزه خوابیده پی سپر گردد
چنان که صبح شود اختر از نظر پنهان
ز خنده راز دهانش نهفته تر گردد
یکی هزار شود داغ در دل غمگین
زمین سوخته گلشن به یک شرر گردد
نظر به چشمه حیوان سیه نمی سازد
ز آب تیغ شهادت لبی که تر گردد
نمی شود به ضعیف از قوی ستم نرسد
همیشه کوه گران، بار بر کمر گردد
ثمر به سنگ گران است بر سبک مغزان
نهال ما به چه امید بارور گردد؟
چرا ز مردم بیگانه مردمی جوید؟
به چشم هرکه رگ خواب نیشتر گردد
در بهشت گشایند بر رخش صائب
مرا به میکده هرکس که راهبر گردد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
سرم فدات چو تیغ تو گرد سر گردد
دلم نماند که تیر ترا سپر گردد
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 930
جهان ما همه خاک است و پی سپر گردد
ندانم اینکه نفسهای رفته بر گردد
Allama IqbalZabur-e ʿAjamGhazaliyatغزل شمارهٔ 20
دل از سفر ز بد و نیک باخبر گردد
به قدر آبله هر پای دیده ور گردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3676
ز درد و داغ، دل تیره دیده ور گردد
زمین سوخته روشن به یک شرر گردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3678
Sources
Persian text source: Ganjoor

