غزل شمارهٔ 3677

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رگردد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ز می فروغ لب یار بیشتر گردد
1

ز می فروغ لب یار بیشتر گردد

ز آب، آتش یاقوت شعله ور گردد

2

چه غم ز زخم زبان است خاکساران را؟

به گرد باد خس و خار بال و پر گردد

3

تو چون به جلوه مستانه قد برافرازی

فلک چو سبزه خوابیده پی سپر گردد

4

چنان که صبح شود اختر از نظر پنهان

ز خنده راز دهانش نهفته تر گردد

5

یکی هزار شود داغ در دل غمگین

زمین سوخته گلشن به یک شرر گردد

6

نظر به چشمه حیوان سیه نمی سازد

ز آب تیغ شهادت لبی که تر گردد

7

نمی شود به ضعیف از قوی ستم نرسد

همیشه کوه گران، بار بر کمر گردد

8

ثمر به سنگ گران است بر سبک مغزان

نهال ما به چه امید بارور گردد؟

9

چرا ز مردم بیگانه مردمی جوید؟

به چشم هرکه رگ خواب نیشتر گردد

10

در بهشت گشایند بر رخش صائب

مرا به میکده هرکس که راهبر گردد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور