غزل شمارهٔ 1440

Toggle stanza 1
عشق بیتابی ذرات جهان را سبب است
1

عشق بیتابی ذرات جهان را سبب است

زردی چهره خورشید ز درد طلب است

2

یک زمان بی دم گرم و نفس سرد مباش

که ز انفاس، همین یک دو نفس منتخب است

3

مگشا لب به شکرخند که در عالم درد

رخنه مملکت دل، دم صبح طرب است

4

چون صدف هر که به دریوزه دهن باز کند

گرچه در آب گهر غوطه زند، خشک لب است

5

دل ز بیداری شب، زنده جاوید شود

چشمه خضر نهان در ته دامان شب است

6

ماه و خورشید بود شمع ته دامانش

سر زلفی که سیه روزی ما را سبب است

7

سبز تلخی نتوان یافت به شیرینی تو

گوشه چشم ترا چاشنی کنج لب است

8

چه کند صائب مسکین نگدازد چون موم؟

روزگاری است که دربند گران ادب است

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 1440 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood