Toggle stanza 1
پیش من ثابت و سیار فلک مرغوب است
1

پیش من ثابت و سیار فلک مرغوب است

خرده گل همه در دیده بلبل خوب است

2

حاصل گردش افلاک دم صبح بود

از نفس آنچه شمرده است همان محسوب است

3

بس که شد سختی ایام گوارا بر من

هر که بر سینه زند سنگ مرا، دلکوب است

4

نسبت شمع به رخسار تو از بی بصری است

هر چه در پرده شب جلوه کند معیوب است

5

سهل کاری است گذشتن ز تماشای بهشت

هر که صبر از رخ خوب تو کند ایوب است

6

بی کشش کوشش عاشق به مقامی نرسد

فارغ از سعی بود سالک اگر مجذوب است

7

دلپذیرست ز نزدیکی گل نشتر خار

هر جفایی که ز محبوب رسد محبوب است

8

هر که از راه ادب دست فضولی اینجا

بر دل خویش نهد، در کمر مطلوب است

9

نوخطان گرد غم از سینه من می روبند

دایم این غمکده را بال پری جاروب است

10

شد ز پیراهن ازان زخم زلیخا ناسور

که عبیرش ز غبار نظر یعقوب است

11

گرچه در وصل بود عاشق حیران صائب

همچنان چشم به راه خبر و مکتوب است

Sources

Persian text source: Ganjoor