غزل شمارهٔ 4263
Toggle stanza 1از نور وحدت آن که دلش بهره ور شود
از نور وحدت آن که دلش بهره ور شود
کی از هجوم ذره پریشان نظر شود
جایی که هفت پرده حجاب نظر نشد
کی آسمان حجاب دل دیده ور شود
رنگش ز آفتاب قیامت نمی پرد
رخسار هر که لعل به خون جگر شود
ته جرعه ای ز جسم گرانجان او بجاست
آن را که از محیط کف پای تر شود
طالع نگر که دیده من در حریم وصل
از شرم عشق حلقه بیرون در شود
هر خار بی گلی گل بی خار می شود
در راه سالکی که ز خود بیخبرشود
هر برگ سبز دامن پر سنگ می شود
روزی که نخل طالع ما بارور شود
چندان که خط زیاده دهد گوشمال حسن
صائب امیدواری من بیشتر شود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ناگاه پیش ازان که کسی را خبر شود
آن بیوفای عهد شکن را سفر شود
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 867
عشقت نه سرسریست که از دل به در شود
مهرت نه عارضیست که جای دگر شود
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 32
ترسم که اشک در غمِ ما پردهدر شود
وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 226
گر هیمه عود گردد و گر سنگ در شود
مشنو که چشم آدمی تنگ پر شود
SaadiMawaʿizMufradatشمارهٔ 34
آنجا که خنده لعل ترا پرده در شود
طوطی چو مغز پسته در شکر شود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4261
دل چون کمال یافت سخن مختصر شود
لب وا نمی کند چو صدف پر گهر شود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4262
پهلوی چرب، دشمن روشن گهر شود
ماه تمام، دنبه گداز از نظر شود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4264
Sources
Persian text source: Ganjoor

