غزل شمارهٔ 680
Toggle stanza 1روی تو غنچه ساخت گل آفتاب را
روی تو غنچه ساخت گل آفتاب را
در هم شکست کوکبه ماهتاب را
دوری مکن ز صحبت نیکان که می کند
گوهر عزیز در نظر خلق آب را
پروای رستخیز ندارند راستان
روز حساب، عید بود خودحساب را
بی عشق خون مرده بود دل به زیر پوست
از آتش است گریه خونین کباب را
روشندلان ز تیغ زبانند بی نیاز
حاجت به شمع نیست شب ماهتاب را
صورت پرست فیض ز معنی نمی برد
بلبل به جای گل نپرستد گلاب را
معنی شود ز نازکی لفظ، دلپذیر
در شیشه است جلوه دیگر شراب را
هر کس که از خسیس کند مردمی طمع
دارد توقع از گل کاغذ گلاب را
صائب ز مد عمر اقامت طمع مدار
آرام نیست جلوه موج سراب را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بگشاد صبح عید ز رخ چون نقاب را
بنمود ساقی آن رخ چون آفتاب را
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 105
دیوانه می کنی دل و جانِ خراب را
مشکن به ناز، سلسلهٔ مشک ناب را
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 74
حسنی است بر رخش رقم مشک ناب را
نظاره کن غبار خط آفتاب را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 58
فال حباب زن، بشمر موج آب را
چشمی به صفر گیر و نظر کن حساب را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 59
گر ماهِ من برافکنَد از رخ نقاب را
برقع فروهلد به جمال آفتاب را
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزلِ شمارهٔ 9
سوزد ز بس که تاب جمالش نقاب را
دانم که در میان نپسندد حجاب را
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2
می می کند خیال تنک ظرف آب را
ویرانه سیل می شمرد ماهتاب را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 679
هر کس نکرده در گرو می کتاب را
نگرفته است از گل کاغذ گلاب را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 681
می سوزد آرزو دل پراضطراب را
بر سیخ می کشد رگ خامی کباب را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 682
Sources
Persian text source: Ganjoor

