غزل شمارهٔ 2
Toggle stanza 1سوزد ز بس که تاب جمالش نقاب را
سوزد ز بس که تاب جمالش نقاب را
دانم که در میان نپسندد حجاب را
پیراهن از کتان و دمادم ز سادگی
نفرین کند به پرده دری ماهتاب را
تا خود شبی به همدمی ما به سر برد
در چشم بخت غیر رها کرد خواب را
نارفته، دم ز وعده باز آمدن زند
تا در وصال یاد دهد اضطراب را
در دل خزد لابه و از جان بدر کشد
دیرینه شکوه ستم بی حساب را
جرأت نگر که هرزه به پیش آمد سؤال
گیرم به بوسه زان لب نازک جواب را
نازم فروغ باده ز عکس جمال دوست
گویی فشرده اند به جام آفتاب را
سوزد ز گرمیش می و او همچون به لهو
ریزد ز آبگینه به ساغر شراب را
آبش دهم به باده و او هر دم از تمیز
نوشد می و ز جام فرو ریزد آب را
آسوده باد خاطر غالب که خوی اوست
آمیختن به باده صافی گلاب را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بگشاد صبح عید ز رخ چون نقاب را
بنمود ساقی آن رخ چون آفتاب را
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 105
دیوانه می کنی دل و جانِ خراب را
مشکن به ناز، سلسلهٔ مشک ناب را
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 74
حسنی است بر رخش رقم مشک ناب را
نظاره کن غبار خط آفتاب را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 58
فال حباب زن، بشمر موج آب را
چشمی به صفر گیر و نظر کن حساب را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 59
گر ماهِ من برافکنَد از رخ نقاب را
برقع فروهلد به جمال آفتاب را
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزلِ شمارهٔ 9
می می کند خیال تنک ظرف آب را
ویرانه سیل می شمرد ماهتاب را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 679
روی تو غنچه ساخت گل آفتاب را
در هم شکست کوکبه ماهتاب را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 680
هر کس نکرده در گرو می کتاب را
نگرفته است از گل کاغذ گلاب را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 681
می سوزد آرزو دل پراضطراب را
بر سیخ می کشد رگ خامی کباب را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 682
Sources
Persian text source: Ganjoor

