Toggle stanza 1
آن آفت جان بر سر انصاف نیامد
1

آن آفت جان بر سر انصاف نیامد

آن تلخ زبان بر سر انصاف نیامد

2

مور خط ازان تنگ شکر گرد برآورد

آن مور میان بر سر انصاف نیامد

3

چیدند وکشیدند گلاب از گل کاغذ

آن غنچه دهان بر سر انصاف نیامد

4

کردم به فسون نرم کمان مه نو را

آن سخت کمان بر سر انصاف نیامد

5

هر چند که از خرمن ما دود بر آمد

آن برق عنان بر سر انصاف نیامد

6

دین و دل و عقل و خرد و هوش فشاندم

آن دشمن جان بر سر انصاف نیامد

7

یک عمر خضر در قدم او گذراندم

آن سرو روان بر سر انصاف نیامد

8

گفتیم که انصاف دهد چرخ پس از مرگ

مردیم وهمان بر سر انصاف نیامد

9

هر چند که صد عمر خضر دید به رویش

چشم نگران بر سر انصاف نیامد

10

هر چند که صائب زنی کلک شکر ریخت

آن پسته دهان بر سر انصاف نیامد

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…