غزل شمارهٔ 4544
Poet: Saib
Toggle stanza 1مورنه ای پیش قند تنگ میان را ببند
مورنه ای پیش قند تنگ میان را ببند
خاک قناعت بمال بر لب وشکر بخند
بر سر دست دعاست روی به هر جا کند
ابر که بر خار و خس سایه رحمت فکند
سلسله پردازشو رو به بیابان گذار
چند سراسر توان رفت درین کوچه بند
نغمه اول که ریخت غنچه منقار من
بر نفس گرم من سوخت زر گل سپند
صحبت ارباب حال جای شروشورنیست
سرمه به آواز خود می دهد اینجا سپند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
نیست به دست امید بخت مرا آن کمند
کافتدش از هیچ رو صید مرادی به بند
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 802
نیز ابا نیکوان نمایدت جنگ فَنْد
لشکر فریاد، نی خواسته، نی سودمند
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 39
غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلند
زانک بلندت کند تا بتواند فکند
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 896
روز برآمد بلند ای پسر هوشمند
گرم ببود آفتاب خیمه به رویش ببند
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 216
از پی صید دگر، تا بجهاندی سمند
ذوق رهایی نیافت، آهوی سر درکمند
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 294
غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلند
زانکه بلندی دهد، تا بتواند فکند
AttarDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 12
Sources
Persian text source: Ganjoor

