Toggle stanza 1
خال او یک نظر از دیده ما دور نباشد
1

خال او یک نظر از دیده ما دور نباشد

دانه سوخته اینجاست که بی مور نباشد

2

زند آتش به جهان بلبل آتش نفس من

اگرم چون قفس از شجر طور نباشد

3

دو نگاهت ز پریشان نظری نیست به یک کس

چون زید عاشق بیچاره اگر کور نباشد

4

سخن حق نکند گوش کس امروز وگرنه

هیچ کس نیست که در پله منصور نباشد

5

هر گه از فیض هوا قد بکشد سبزهٔ مینا

پنبهٔ شیشهٔ گل ابر شود دور نباشد

6

خون دل نغز شرابی است اگر کام نسوزد

خوش کبابی است کباب دل اگر شور نباشد

7

دم به دم تشنه دیدار کند ساده رخان را

آب آیینه عجب دارم اگر شور نباشد

8

چه رسایی است که با طبع تو آمیخته صائب

مصرعی نیست ز دیوان تو مشهور نباشد

Sources

Persian text source: Ganjoor