Toggle stanza 1
از زلف اگر نه حسن تو زنجیر می گرفت
1

از زلف اگر نه حسن تو زنجیر می گرفت

این دل رمیده را به چه تدبیر می گرفت؟

2

آن عهد یاد باد که آن زلف مشکبار

دیوانه مرا به دو زنجیر می گرفت

3

می جست از زبان ملامتگران پناه

مجنون که جای در دهن شیر می گرفت

4

می داد از دل آینه سامان برای تو

آهم که چشم آینه را دیر می گرفت

5

حیران عشق را خبر از خویشتن نبود

آیینه در برابر تصویر می گرفت

6

گر ناز بی دماغ نمی شد ز خون خلق

از دست غمزه تو که شمشیر می گرفت؟

7

پیری فسرده کرد مرا، ورنه پیش ازین

آتش ز شست من به نی تیر می گرفت

8

تا عشق داشت گوشه چشمی به من، جهان

گرد مرا به قیمت اکسیر می گرفت

9

دیوانه حلقه در بیت الحرام را

صائب به یاد حلقه زنجیر می گرفت

Sources

Persian text source: Ganjoor