Toggle stanza 1
گر در میان هوا چو حبابت نمی گرفت
1

گر در میان هوا چو حبابت نمی گرفت

دریا به هیچ و پوچ حسابت نمی گرفت

2

می داشتی گر از دل بیدار بهره ای

شب دیده ستاره به خوابت نمی گرفت

3

گر پیچ و تاب عشق نمی گشت مهربان

شیرازه در بغل چو کتابت نمی گرفت

4

در هم نمی فشرد اگر درددل ترا

مغز جهان شمیم گلابت نمی گرفت

5

مجنون صفت ز عقل اگر ساده می شدی

اندیشه خطا و صوابت نمی گرفت

6

یک چند، جوش در دل خم گر نمی زدی

کام از لب پیاله شرابت نمی گرفت

7

می داشت گوهر تو اگر مغز آگهی

دنیا به دام موج سرابت نمی گرفت

8

باریک اگر می شدی از بوته گداز

چون ماه عید، چرخ رکابت نمی گرفت

9

می کرد خامسوز ترا آتش شباب

پیری اگر خبر ز کبابت نمی گرفت

10

صائب چراغ خانه و شمع مزار بود

دل، گرد اگر ز عالم آبت نمی گرفت

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 2103 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood