غزل شمارهٔ 5055
Toggle stanza 1گردون که زهر می چکد از روی شکرش
گردون که زهر می چکد از روی شکرش
خون نقابدار بود شیر مادرش
هر ساده دل که شهد تمنا کند ازو
گردد زنیش، خانه زنبور پیکرش
بحر محیط اگر چه ز بزمش پیاله ای است
شبنم گداست دیده خورشید انورش
این تیغ آبدار که چرخ است نام او
از پیچ و تاب خسته دلان ایت جوهرش
صائب اگر چه با تو دم از دوستی زند
زهر نفاق می چکد از چشم اخترش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
خاکیست زر که رنگ دهد پرتو خورش
از زر کسی که تاج کند خاک بر سرش
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 263
پروردگار خلق خدایی به کس نداد
تا همچو کعبه روی بمالند بر درش
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 149
نهایت این کار آنست که محب محبوب را آینه خود بیند و خود را آینۀ او
هر دم که در صفای رخ یار بنگرد
IraqiLamaʿatلمعۀ ششم
میخانه ای است باغ که گلهاست ساغرش
ترکن دماغ جان ز می روح پرورش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5054
از خط نگشته سبز لب روح پرورش
ننشسته است گرد یتیمی به گوهرش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5056
Sources
Persian text source: Ganjoor

