لمعۀ ششم
Poet: Iraqi
نهایت این کار آنست که محب محبوب را آینه خود بیند و خود را آینۀ او
هر دم که در صفای رخ یار بنگرد
گردد همه جهان بحقیقت مصورش
چون باز در فضای دل خود نظر کند
بیند چو آفتاب، رخ خوب دلبرش
گاه این شاهد او آید و او مشهود این، و گاه او منظور این شودو این ناظر او، و گاه این برنگ او برآید و گاه او بوی این گیرد.
عشق مشاطهایست رنگ آمیز
که حقیقت کند برنگ مجاز
تا بدام آورد دل محمود
بطرازد بشانه زلف ایاز
گاه عاشق را حلۀ بها و کمال درپوشاند و بحلی حسن و جمال خودش بیاراید، چون عاشق در خود نظر کند، همه رنگ معشوقی بیند، بلکه خود را همه او بیند، لاجرم گوید: سبحانی ما اعظم شأنی و من مثلی،و هل فی الدارین غیری و گاه لباس عاشق در معشوق پوشد تا از مقام کبریا و استغنا نزول فرماید و با عاشق لابه گری کند: انی و حقی لک محب،فبحقی علیک کن لی محبا
گاه دست این بدامن او آویزد که: الاطال شوق الابرار الی. و گاه شوق او از گریبان این سر بزند:انی الیهم لاشد شوقاً. و گاه این بینائی او شود تا گوید:
رأیت ربیبعین ربی
فقلت من انت؟ فقال انتا
گاه او گویائی این آید که: فاجره حتی یسمع کلام الله، در عشق از این بوالعجبیها باشد.
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
خاکیست زر که رنگ دهد پرتو خورش
از زر کسی که تاج کند خاک بر سرش
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 263
پروردگار خلق خدایی به کس نداد
تا همچو کعبه روی بمالند بر درش
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 149
میخانه ای است باغ که گلهاست ساغرش
ترکن دماغ جان ز می روح پرورش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5054
گردون که زهر می چکد از روی شکرش
خون نقابدار بود شیر مادرش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5055
از خط نگشته سبز لب روح پرورش
ننشسته است گرد یتیمی به گوهرش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5056
Sources
Persian text source: Ganjoor

