غزل شمارهٔ 5054
Toggle stanza 1میخانه ای است باغ که گلهاست ساغرش
میخانه ای است باغ که گلهاست ساغرش
ترکن دماغ جان ز می روح پرورش
هر نخل پرشکوفه درین باغ لیلیی است
کز خیرگی فکنده به یک شاخ، چادرش
گلگل شده است پیکر سیمین بوستان
از بس که ابر تنگ کشیده است دربرش
جز نخل پرشکوفه ندارد جهان خاک
چرخی که بر مراد بود سیر اخترش
گل آنچنان فریفته حسن خود شده است
کز شبنم است آینه دایم برابرش
در فصل نوبهار، چمن بزم چیده ای است
کز غنچه و گل است صراحی و ساغرش
بستان برات عیش ز دیوان نوبهار
اکنون که از شکوفه گشوده است دفترش
صائب چو لاله هر که بود کاسه سرنگون
خالی نمی شود زمی لعل ساغرش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
خاکیست زر که رنگ دهد پرتو خورش
از زر کسی که تاج کند خاک بر سرش
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 263
پروردگار خلق خدایی به کس نداد
تا همچو کعبه روی بمالند بر درش
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 149
نهایت این کار آنست که محب محبوب را آینه خود بیند و خود را آینۀ او
هر دم که در صفای رخ یار بنگرد
IraqiLamaʿatلمعۀ ششم
گردون که زهر می چکد از روی شکرش
خون نقابدار بود شیر مادرش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5055
از خط نگشته سبز لب روح پرورش
ننشسته است گرد یتیمی به گوهرش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5056
Sources
Persian text source: Ganjoor

