غزل شمارهٔ 5129
Toggle stanza 1مابه خون جگریم از می گلگون قانع
11
مابه خون جگریم از می گلگون قانع
با خماریم ز لعل لب میگون قانع
22
هرگز از می نشود جام نگونش خالی
هرکه چون لاله شود بادل پر خون قانع
33
می شود ساغرش ازباده حکمت لبریز
شد به خم هرکه ز مسکن چو فلاطون قانع
44
فارغ از دردسر جاه شود ، هرکس شد
به کلاه نمدازتاج فریدون قانع
55
خفظ اندازه محال است توان در می کرد
چون به صد بوسه شوم زان لب میگون قانع؟
66
از نظربازی آن لیلی عالم صائب
به تماشای غزالیم چو مجنون قانع
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

