غزل شمارهٔ 5130
Poet: Saib
Toggle stanza 1قرار و صبر ندارند عاشقان سماع
11
قرار و صبر ندارند عاشقان سماع
همیشه بر سر کوچ است کاروان سماع
22
چو برق وباد مهیای بیقراری شو
که نیست اختر ثابت درآسمان سماع
33
چنان که صور قیامت محرک جانهاست
به دست نای بود روح و جد و جان سماع
44
چو رود نیل دهد کوچه چرخ مینایی
کند چو دست بلند آستین فشان سماع
55
صفای وقت کم ازآفتاب تابان نیست
چه احتیاج به شمع است در جهان سماع
66
ز برگریز فنا ایمنند تا محشر
چوسرو، سبز قبایان بوستان سماع
77
به خاکدان جهان کی سرش فرود آید؟
سبکروی که برآید به لامکان سماع
88
به خون مرده بود نیشتر فرو بردن
به گوش مردم افسرده داستان سماع
99
سماع رادلی ازموم نرمتر باید
ز صد هزار نفهمد یکی زبان سماع
1010
جواب آن غزل است این که گفت عارف روم
بیابیا که تویی سرو بوستان سماع
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

