غزل شمارهٔ 1295
Poet: Rumi
Toggle stanza 1بیا بیا که توی جان جان جان سماع
11
بیا بیا که توی جان جان جان سماع
بیا که سرو روانی به بوستان سماع
22
بیا که چون تو نبودست و هم نخواهد بود
بیا که چون تو ندیدست دیدگان سماع
33
بیا که چشمه خورشید زیر سایه تست
هزار زهره تو داری بر آسمان سماع
44
سماع شکر تو گوید به صد زبان فصیح
یکی دو نکته بگویم من از زبان سماع
55
برون ز هر دو جهانی چو در سماع آیی
برون ز هر دو جهانست این جهان سماع
66
اگر چه بام بلندست بام هفتم چرخ
گذشته است از این بام نردبان سماع
77
به زیر پای بکوبید هر چه غیر ویست
سماع از آن شما و شما از آن سماع
88
چو عشق دست درآرد به گردنم چه کنم
کنار درکشمش همچنین میان سماع
99
کنار ذره چو پر شد ز پرتو خورشید
همه به رقص درآیند بیفغان سماع
1010
بیا که صورت عشقست شمس تبریزی
که باز ماند ز عشق لبش دهان سماع
Zameen

