غزل شمارهٔ 6632
Toggle stanza 1از توبه شود سرکشی نفس زیاده
از توبه شود سرکشی نفس زیاده
گیرندگی سگ شود افزون ز قلاده
چون خضر میفشار درین خاک سیه پای
کز طول زمان سبز شود آب ستاده
از فیض چه گلها که نچیدیم دم صبح
عنوان سعادات بود روی گشاده
دامان نگه صفحه ننوشته نگیرد
در چهره نوخط نرسد چهره ساده
آن را که بود تخت روان از کشش بحر
چون سیل چرا دست نشوید ز اراده؟
از سطرشماری نتوان راه به حق برد
در بادیه حاجت به دلیل است نه جاده
زان تیغ به صد زخم تسلی نشود دل
کز موج شود تشنگی ریگ زیاده
سخت است کمان تو، وگرنه بود از آه
در قبضه من چرخ مقوس چو کباده
از جا مرو از هر سخن پوچ که گردد
نازل ز بها، لعل و گهر شد چو پیاده
صائب ز گرانباری دل در سبکی کوش
کز قافله پیوسته بود پیش پیاده
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای دلبر بیصورت صورتگر ساده
وی ساغر پرفتنه به عشاق بداده
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2331
ای مِهر تو بر سینهٔ من مُهر نهاده
ای عشق تو از دیدهٔ من آب گشاده
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 376
تا سرو ترا راه به گلزار فتاده
گل گشته به تعظیم تو از شاخ پیاده
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6631
Sources
Persian text source: Ganjoor

