Toggle stanza 1
بس که بیماری عشقم به رگ جان پیچید
1

بس که بیماری عشقم به رگ جان پیچید

ساعدم رشته بر انگشت طبیبان پیچید

2

پیش ازین بحر به دل عقده گرداب نداشت

درد از گریه من در دل عمان پیچید

3

خار در دامن آتش نتواند آویخت

چون به کف دامن من خار مغیلان پیچید؟

4

غیر مژگان که شود مانع اشکم، که دگر

دامن بحر به سر پنجه مرجان پیچید؟

5

کلکش از معنی باریک چو نالی شده است

بس که صائب به سخنهای پریشان پیچید

Sources

Persian text source: Ganjoor