Toggle stanza 1
تا به مژگان نرسد اشک، نظر نگشاید
1

تا به مژگان نرسد اشک، نظر نگشاید

از صدف تا نرود، چشم گهر نگشاید

2

تا نیاید به دلم درد ز پا ننشیند

تا به خرمن نرسد برق کمر نگشاید

3

عارفان رزق خود از عالم بالا گیرند

لب به دریا صدف پاک گهر نگشاید

4

نشود اهل دل از کشتن دشمن شادان

گره از غنچه پیکان به ظفر نگشاید

5

شعله را آب بر آتش نزند موج سراب

گره خاطر عاشق ز خبر نگشاید

6

اینقدر در جگر فکر چرا می پیچی؟

عقده ای نیست به یک آه سحر نگشاید

7

گر چنین کار جهان در گره افتد صائب

سنگ طفلان گره از کار ثمر نگشاید

Sources

Persian text source: Ganjoor