Toggle stanza 1
شوقم از نامه به وصل تو فزونتر گردید
1

شوقم از نامه به وصل تو فزونتر گردید

نامه بر آتش من دامن دیگر گردید

2

از بهار چمن افروز بود برگ گلی

آنچه از حسن تو در دیده مصور گردید

3

می شود روزنه اش ناف غزالان ختن

خانه هرکه ازان زلف معطر گردید

4

خیره از دیدن خورشید قیامت نشود

دیده هرکه ز روی تو منور گردید

5

عشق روشندل اگر نیست ز اولاد خلیل

از چه آتش گل و ریحان به سمندر گردید؟

6

در شب وصل ز محرومی من آگاه است

تشنه هرکس ز لب آب بقا بر گردید

7

همچو آیینه شدم دیده حیران همه تن

تا مرا دولت دیدار میسر گردید

8

آن کس از کوردلان است که از خودرایی

نتواند ز غلط کرده خود بر گردید

9

هست دلچسب تر از قند مکرر صائب

سخن طوطی ما گرچه مکرر گردید

Sources

Persian text source: Ganjoor