غزل شمارهٔ 3643
Toggle stanza 1شوقم از نامه به وصل تو فزونتر گردید
11
شوقم از نامه به وصل تو فزونتر گردید
نامه بر آتش من دامن دیگر گردید
22
از بهار چمن افروز بود برگ گلی
آنچه از حسن تو در دیده مصور گردید
33
می شود روزنه اش ناف غزالان ختن
خانه هرکه ازان زلف معطر گردید
44
خیره از دیدن خورشید قیامت نشود
دیده هرکه ز روی تو منور گردید
55
عشق روشندل اگر نیست ز اولاد خلیل
از چه آتش گل و ریحان به سمندر گردید؟
66
در شب وصل ز محرومی من آگاه است
تشنه هرکس ز لب آب بقا بر گردید
77
همچو آیینه شدم دیده حیران همه تن
تا مرا دولت دیدار میسر گردید
88
آن کس از کوردلان است که از خودرایی
نتواند ز غلط کرده خود بر گردید
99
هست دلچسب تر از قند مکرر صائب
سخن طوطی ما گرچه مکرر گردید
Sources
Persian text source: Ganjoor

