غزل شمارهٔ 2657
Poet: Saib
Toggle stanza 1هر که پیوندد به اهل دل، به جان بینا شود
هر که پیوندد به اهل دل، به جان بینا شود
هر چه رزق طوطی از شکر شود گویا شود
حسن بالادست را مشاطه ای چون عشق نیست
سرو از آغوش تنگ قمریان رعنا شود
حلقه بر در کوفتن چون مار دلرا می گزد
بسته بهتر آن دری کز سخت رویی وا شود
می فشاند آستین بی نیازی بر جهان
دست هر کس آشنا با دامن شبها شود
ازنظر بازی نمی گردند اهل دل ملول
سیر کی چشم حباب از دیدن دریا شود؟
لازم حسن است بیباکی به هر صورت که هست
بیستون بر نقش شیرین بستر خارا شود
چون رگ سنگ از کشاکش بازماند موجه اش
صبر من گر لنگر بیتابی دریا شود
دست خود صائب کسی کز چرک دنیا پاک شست
بر فلک همکاسه خورشید چون عیسی شود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
از سر کو آن پری چون ناگهان پیدا شود
جای آن باشد که مردم در میان شیدا شود
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 680
گر ز هجران چشم من زینگونه خون پالا شود
جای آن دارد که گرد من ز خون دریا شود
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 238
در دیار مصر اگر یوسف رخی پیدا شود
در خراسانم دل از سودای او شیدا شود
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 98
بر قفا چشمت نمی افتد چو این در واشود
آن زمان درگاه بشناسی که صدرت جا شود
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 151
در سخن گفتن خطای جاهلان پیدا شود
تیر کج چون از کمان بیرون رود رسوا شود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2655
در دل هرکس که ذوق جستجو پیدا شود
قطره اش در عین گوهر واصل دریا شود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2656
دل ز قید جسم چون آزاد گردد وا شود
چون حباب از خود کند قالب تهی دریا شود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2658
Sources
Persian text source: Ganjoor

