غزل شمارهٔ 2658
Poet: Saib
Toggle stanza 1دل ز قید جسم چون آزاد گردد وا شود
دل ز قید جسم چون آزاد گردد وا شود
چون حباب از خود کند قالب تهی دریا شود
قفل دل را نیست مفتاحی بغیر از دست سعی
سنگ زن بر سینه تا این در به رویت وا شود
گربه سنگ و آهن از چشم بدان گیرم پناه
چشم بد از سنگ و آهن چون شرر پیدا شود
می توان روز سیاه از خصم داد خود گرفت
صبر آن دارم که خط گرد رخش پیدا شود
در مقام حیرت دیدار، حرف وصوت نیست
طوطی ازآیینه حیرانم که چون گویا شود
چون نیفتد دل به حال مرگ بی شور جنون؟
خلوت گورست خم چون خالی از صهبا شود
شور عشق است این که بی سر کرد صد منصور را
از سر ما کی به دستار پریشان وا شود؟
هر طلسمی را به نام باددستی بسته اند
غنچه دل از نسیم صبح محشر وا شود
آبرو صائب به گوهر دادن از دون همتی است
وقت ابری خوش که دست خالی از دریا شود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
از سر کو آن پری چون ناگهان پیدا شود
جای آن باشد که مردم در میان شیدا شود
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 680
گر ز هجران چشم من زینگونه خون پالا شود
جای آن دارد که گرد من ز خون دریا شود
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 238
در دیار مصر اگر یوسف رخی پیدا شود
در خراسانم دل از سودای او شیدا شود
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 98
بر قفا چشمت نمی افتد چو این در واشود
آن زمان درگاه بشناسی که صدرت جا شود
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 151
در سخن گفتن خطای جاهلان پیدا شود
تیر کج چون از کمان بیرون رود رسوا شود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2655
در دل هرکس که ذوق جستجو پیدا شود
قطره اش در عین گوهر واصل دریا شود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2656
هر که پیوندد به اهل دل، به جان بینا شود
هر چه رزق طوطی از شکر شود گویا شود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2657
Sources
Persian text source: Ganjoor

