غزل شمارهٔ 2174
Toggle stanza 1در هر جگری شوری ازین گرم نفس هست
11
در هر جگری شوری ازین گرم نفس هست
چون صبح، مرا حق نفس بر همه کس هست
22
اندیشه آزاد شدن فال غریبی است
آن را که خیابان گل از چاک قفس هست
33
گلبانگ نشاط از دل مجنون نشود کم
چندان که درین بادیه آواز جرس هست
44
گر نیست مرا در حرم تنگ شکر، بار
سامان به سر دست زدن همچو مگس هست
55
صائب نشود پخته به خورشید قیامت
در میوه هر دل که رگ خام هوس هست
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

