Toggle stanza 1
در هر جگری شوری ازین گرم نفس هست
1

در هر جگری شوری ازین گرم نفس هست

چون صبح، مرا حق نفس بر همه کس هست

2

اندیشه آزاد شدن فال غریبی است

آن را که خیابان گل از چاک قفس هست

3

گلبانگ نشاط از دل مجنون نشود کم

چندان که درین بادیه آواز جرس هست

4

گر نیست مرا در حرم تنگ شکر، بار

سامان به سر دست زدن همچو مگس هست

5

صائب نشود پخته به خورشید قیامت

در میوه هر دل که رگ خام هوس هست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور