Toggle stanza 1
سر سبز آن که سعی کنددر هلاک خویش
1

سر سبز آن که سعی کنددر هلاک خویش

چیندچو سرو دامن همت ز خاک خویش

2

هرکس نداشت زنده شبی رابرای دوست

درزندگی نبرد چراغی به خاک خویش

3

ازدشمن غیور تنزل نمی کنم

در دیده سپهر زنم مشت خاک خویش

4

جرأت به تیزدستی من فخر می کند

ازکوهکن دلیر ترم در هلاک خویش

5

آن زلف همچو دام، که عمرش دراز باد

هرگز نکرد یاد اسیران خاک خویش

6

عاشق چرا امید نبندد به عشق پاک؟

شبنم عزیز باغ شد از چشم پاک خویش

7

صائب نیم ز تنگی دل غنچه سان ملول

چون گل شکفته ام ز دل چاک چاک خویش

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…