غزل شمارهٔ 5065
Toggle stanza 1سر سبز آن که سعی کنددر هلاک خویش
11
سر سبز آن که سعی کنددر هلاک خویش
چیندچو سرو دامن همت ز خاک خویش
22
هرکس نداشت زنده شبی رابرای دوست
درزندگی نبرد چراغی به خاک خویش
33
ازدشمن غیور تنزل نمی کنم
در دیده سپهر زنم مشت خاک خویش
44
جرأت به تیزدستی من فخر می کند
ازکوهکن دلیر ترم در هلاک خویش
55
آن زلف همچو دام، که عمرش دراز باد
هرگز نکرد یاد اسیران خاک خویش
66
عاشق چرا امید نبندد به عشق پاک؟
شبنم عزیز باغ شد از چشم پاک خویش
77
صائب نیم ز تنگی دل غنچه سان ملول
چون گل شکفته ام ز دل چاک چاک خویش
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

