Toggle stanza 1
بر من مریز اشک ترحم به زیر خاک
1

بر من مریز اشک ترحم به زیر خاک

آن دانه نیستم که شوم گم به زیر خاک

2

از دل به مرگ شورمحبت نمی رود

جوش نشاط می زند این خم به زیر خاک

3

سر سبزی بهار نیرزد به برگریز

خوش وقت دانه ای که شود گم به زیر خاک

4

دامان خاک کلبه بزار گشته است

مانده است بس که دامن مردم به زیر خاک

5

درروی خاک گرسنه ای رابگیردست

ازخنده لب مبند چو گندم به زیر خاک

6

چون سرمه خوردگان نفس خاک تیره است

شد سرمه بس که دیده مردم به زیر خاک

7

گل می کند زباده گلرنگ زهر خصم

چون دربهار ماند گژدم به زیر خاک ؟

8

ازدانه های آبله صائب سبکروان

چون مور می کنند تنعم به زیر خاک

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…