شمارهٔ 52

Toggle stanza 1
خون دار اگرچه دشمن خردست زینهار
1

خون دار اگرچه دشمن خردست زینهار

مهمل رها مکن که زمانش بپرورد

2

تا کعب کودکی بود آغاز چشمه سار

چون پیشتر رود ز سر مرد بگذرد

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

رنگم نقاب غیرت آن جلوه می‌درد

فطرت جنون کند که ز بویم اثر برد

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 967

تو طفل خردسالی و ما پیر سالخورد

با ما ببین که عشق تو پیرانه سر چه کرد

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 274

وصلت نیافت دل به خیال تو جان سپرد

جویای آب تشنه لب اندر سراب مرد

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 275

خاکی که زیر پای خود آن شوخ بسپرد

صد جان بها دهند اگر پا بیفشرد

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 276

چون بچهٔ کبوتر منقار سخت کرد

هموار کرد پرّ و بیَوْکند مویِ زرد

RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 31

خیاط روزگار به بالای هیچ مرد

پیراهنی ندوخت که آن را قبا نکرد

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 869

جُوشَن بیار و نیزه و بَرگُستوانِ وَرد

تا روی آفتاب، مُعَفَّر کُنَم به گَرد

SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 51

سالی نزاعی در پیادگان حجیج افتاده بود و داعی در آن سفر هم پیاده. انصاف در سر و روی هم فتادیم و داد فسوق و جدال بدادیم.

کجاوه‌نشینی را شنیدم که با عدیل خود می‌گفت: یاللعجب! پیادهٔ عاج چو عرصه شطرنج به سر می‌برد فرزین می‌شود، یعنی به از آن می‌گردد که بود و پیادگان حاج بادیه به سر بردند و بتر شدند.

SaadiGolestanباب هفتم در تأثیر تربیتحکایت شمارهٔ 12

Sources

Persian text source: Ganjoor