شمارهٔ 51
Toggle stanza 1جُوشَن بیار و نیزه و بَرگُستوانِ وَرد
جُوشَن بیار و نیزه و بَرگُستوانِ وَرد
تا روی آفتاب، مُعَفَّر کُنَم به گَرد
گَر بُردبار باشی و هُشیار و نیکمَرد
دشمن، گُمان بَرَد که بِتَرسیدی از نَبَرد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
رنگم نقاب غیرت آن جلوه میدرد
فطرت جنون کند که ز بویم اثر برد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 967
تو طفل خردسالی و ما پیر سالخورد
با ما ببین که عشق تو پیرانه سر چه کرد
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 274
وصلت نیافت دل به خیال تو جان سپرد
جویای آب تشنه لب اندر سراب مرد
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 275
خاکی که زیر پای خود آن شوخ بسپرد
صد جان بها دهند اگر پا بیفشرد
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 276
چون بچهٔ کبوتر منقار سخت کرد
هموار کرد پرّ و بیَوْکند مویِ زرد
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 31
خیاط روزگار به بالای هیچ مرد
پیراهنی ندوخت که آن را قبا نکرد
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 869
خون دار اگرچه دشمن خردست زینهار
مهمل رها مکن که زمانش بپرورد
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 52
سالی نزاعی در پیادگان حجیج افتاده بود و داعی در آن سفر هم پیاده. انصاف در سر و روی هم فتادیم و داد فسوق و جدال بدادیم.
کجاوهنشینی را شنیدم که با عدیل خود میگفت: یاللعجب! پیادهٔ عاج چو عرصه شطرنج به سر میبرد فرزین میشود، یعنی به از آن میگردد که بود و پیادگان حاج بادیه به سر بردند و بتر شدند.
SaadiGolestanباب هفتم در تأثیر تربیتحکایت شمارهٔ 12
Sources
Persian text source: Ganjoor

