غزل شمارهٔ 329
Poet: Saadi
Toggle stanza 1خوش است درد که باشد امید درمانش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چو بر شکست صبا زلفِ عنبرافشانش
به هر شکسته که پیوست، تازه شد جانش
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 280
کسی که دیدن روی تو کرد حیرانش
به دیده آب نگردد ز مهر تابانش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5012
مدار چشم مروت ز خضر و احسانش
که سر به مهر حباب است آب حیوانش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5013
دلی که خانه زنبور شد ز پیکانش
شفای خستهدلان است شیره جانش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5014
چنان ز دل گذرد صاف تیر مژگانش
که گرد سرمه نریزد ز طرف دامانش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5015
که راست تاب شکرخندههای پنهانش ؟
که شور حشر بود گرده نمکدانش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5016
صلای عشق، که ساقی ز لعل خندانش
شراب و نقل فرو ریخته به مستانش
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 142
خشکسالی در اسکندریّه عنانِ طاقتِ درویش از دست رفته بود، درهایِ آسمان بر زمین بسته و فریادِ اهلِ زمین به آسمان پیوسته.
نماند جانور از وحش و طَیْر و ماهی و مور
SaadiGolestanباب سوم در فضیلت قناعتحکایتِ شمارهٔ 12

