غزل شمارهٔ 182
Toggle stanza 1زنده شود هر که پیش دوست بمیرد
11
زنده شود هر که پیش دوست بمیرد
مرده دلست آن که هیچ دوست نگیرد
22
هر که ز ذوقش درون سینه صفاییست
شمع دلش را ز شاهدی نگزیرد
33
طالب عشقی دلی چو موم به دست آر
سنگ سیه صورت نگین نپذیرد
44
صورتِ سنگین دلی، کُشندهٔ سعدیست
هر که بدین صورتش کُشند نمیرد
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

