رباعی شمارهٔ 455
Toggle stanza 1یکبار بمُردَم و مرا کس نَگِریست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هر دیده که روزی به جمالت نگریست
چون از تو جدا ماند چرا خون نگریست
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 27
ابر آمد و زار بر سرِ سبزه گریست
بی بادهٔ گُلرنگ نمیشاید زیست
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)ذرات گردنده [73-57]رباعی 61
ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیست
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 8
یکی از رفیقان شکایتِ روزگارِ نامساعد به نزد من آورد که کفافِ اندک دارم و عیالِ بسیار و طاقتِ بار فاقه نمیآرم و بارها در دلم آمد که به اقلیمی دیگر نقل کنم تا در هر آن صورت که زندگانی کرده شود، کسی را بر نیک و بدِ من اطّلاع نباشد.
بس گرسنه خفت و کس ندانست که کیست
SaadiGolestanباب اول در سیرت پادشاهانحکایت شمارهٔ 16
چندان چشمم که در غم هجر گریست
هرگز گفتی گریستنت از پی چیست
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 79
بی آنکه دو دیده بر جمالت نگریست
در آرزوی روی تو خونابه گریست
IraqiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 37
از آرزوی یقین چو مینتوان زیست
بر خلق بباید ای خردمند! گریست
AttarMukhtar-namehباب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگیشمارهٔ 11
ای بس که دلم بر در تو خون بگریست
و آواز نیامد ز پس پرده که کیست
AttarMukhtar-namehباب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوقشمارهٔ 19
زان روز که عشق تو به من درنگریست
خلقی به هزار دیده بر من بگریست
AttarMukhtar-namehباب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشقشمارهٔ 29
زان روی که در روی تو چشمم نگریست
از گریهٔ من مردم چشمم بنزیست
AttarMukhtar-namehباب بیست و ششم: در صفت گریستنشمارهٔ 32

