رباعی شمارهٔ 944
Poet: Rumi
Toggle stanza 1امشب که گشاده است صنم با ما راز
امشب که گشاده است صنم با ما راز
ای شب چه شبی که عمر تو باد دراز
زاغان سیاه امشب اندر طربند
با باز سپید جان شده در پرواز
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
حصری - قدس الله تعالی سره - گفته است: الصوفی (هو)الذی لایوجد بعد عدمه و لایعدم (بعد) وجوده یعنی: صوفی آن است که چون از وجود طبیعی خود فانی شود دیگر به آن باز نگردد که: الفانی لا یرد و بعد از آن چون به وجود حقانی و بقای بعد الفنا محقق گردد دیگر فانی نشود.
خوش آن که چون نیست شد از این نقش مجاز
JamiBaharistanروضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)بخش 31
این کنج فراغت است و خلوتگه راز
اسباب حضور دل در او یافته ساز
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 23
گنجشک ضعیف توام ای مایه ناز
افتاده به دام تو به صد عجز و نیاز
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 59
در سنبلش آویختم از روی نیاز
گفتم «من سودازده را کار بساز»
HafezRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 22
وقت سحر است، خیز ای مایهٔ ناز
نرمکنرمک باده خور و چنگ نواز
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)دم را دریابیم [143-108]رباعی 115
لب بر لب کوزه بردم از غایتِ آز
تا زو طلبم واسطهٔ عمرِ دراز
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)دم را دریابیم [143-108]رباعی 139
* ای دل چو حقیقتِ جهان هست مَجاز
چندین چه بَری خواری از این رنجِ دراز؟
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)از ازل نوشته [34-26]رباعی 32
* میپرسیدی که چیست این نقشِ مجاز
گر برگویم حقیقتش هست دراز
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)گردش دوران [56-35]رباعی 42
از جملهٔ رفتگانِ این راهِ دراز
بازآمدهای کو که به ما گوید راز؟
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)گردش دوران [56-35]رباعی 46
ما لُعْبَتَکانیم و فلک لُعبَتباز
از روی حقیقتی نه از روی مَجاز
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)گردش دوران [56-35]رباعی 50
Sources
Persian text source: Ganjoor

