غزل شمارهٔ 1829
Toggle stanza 1گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من
11
گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من
هیچ مباش یک نفس غایب از این کنار من
22
نور دو دیده منی دور مشو ز چشم من
شعله سینه منی کم مکن از شرار من
33
یار من و حریف من خوب من و لطیف من
چست من و ظریف من باغ من و بهار من
44
ای تن من خراب تو دیده من سحاب تو
ذره آفتاب تو این دل بیقرار من
55
لب بگشا و مشکلم حل کن و شاد کن دلم
کآخر تا کجا رسد پنج و شش قمار من
66
تا که چه زاید این شب حامله از برای من
تا به کجا کشد بگو مستی بیخمار من
77
تا چه عمل کند عجب شکر من و سپاس من
تا چه اثر کند عجب ناله و زینهار من
88
گفت خنک تو را که تو در غم ما شدی دوتو
کار تو راست در جهان ای بگزیده کار من
99
مست منی و پست من عاشق و می پرست من
برخورد او ز دست من هر کی کشید بار من
1010
رو که تو راست کر و فر مجلس عیش نه ز سر
زانک نظر دهد نظر عاقبت انتظار من
1111
گفتم وانما که چون زنده کنی تو مرده را
زنده کن این تن مرا از پی اعتبار من
1212
مردهتر از تنم مجو زنده کنش به نور هو
تا همه جان شود تنم این تن جان سپار من
1313
گفت ز من نه بارها دیدهای اعتبارها
بر تو یقین نشد عجب قدرت و کاربار من
1414
گفتم دید دل ولی سیر کجا شود دلی
از لطف و عجایبت ای شه و شهریار من
1515
عشق کشید در زمان گوش مرا به گوشهای
خواند فسون فسون او دام دل شکار من
1616
جان ز فسون او چه شد دم مزن و مگو چه شد
ور بچخی تو نیستی محرم و رازدار من
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آفت زهد و توبه شد ترک شرابخوار من
یار گر اوست، کی شود توبه و زهد یار من؟
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1546
سوخته لالهزار من رفته گل از کنار من
بیتو نه رنگم و نه بو ای قدمت بهار من
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2521
باز نگار می کشد چون شتران مهار من
یارکشی است کار او بارکشی است کار من
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1828
گرم درآ و دم مده ساقی بردبار من
ای دم تو ندیم من ای رخ تو بهار من
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1835
باز بهار می کشد زندگی از بهار من
مجلس و بزم می نهد تا شکند خمار من
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1836
یا رب من بدانمیچیست مراد یار من
بسته ره گریز من برده دل و قرار من
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1837

