غزل شمارهٔ 1836
Poet: Rumi
Toggle stanza 1باز بهار می کشد زندگی از بهار من
11
باز بهار می کشد زندگی از بهار من
مجلس و بزم می نهد تا شکند خمار من
22
من دل پردلان بدم قوت صابران بدم
برد هوای دلبری هم دل و هم قرار من
33
تند نمود عشق او تیز شدم ز تندیش
گفت برو ندیدهای تیزی ذوالفقار من
44
از قدم درشت او نرم شدهست گردنم
تا چه کشد دگر از او گردن نرمسار من
55
پخته نجوشد ای صنم جوش مده که پختهام
کز سر دیگ می رود تا به فلک بخار من
66
هین که بخار خون من باخبر است از غمت
تا نبرد به آسمان راز دل نزار من
77
روح گریخت پیش تو از تن همچو دوزخم
شرم بریخت پیش تو دیده شرمسار من
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آفت زهد و توبه شد ترک شرابخوار من
یار گر اوست، کی شود توبه و زهد یار من؟
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1546
سوخته لالهزار من رفته گل از کنار من
بیتو نه رنگم و نه بو ای قدمت بهار من
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2521
باز نگار می کشد چون شتران مهار من
یارکشی است کار او بارکشی است کار من
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1828
گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من
هیچ مباش یک نفس غایب از این کنار من
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1829
گرم درآ و دم مده ساقی بردبار من
ای دم تو ندیم من ای رخ تو بهار من
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1835
یا رب من بدانمیچیست مراد یار من
بسته ره گریز من برده دل و قرار من
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1837

