غزل شمارهٔ 2521

Toggle stanza 1
سوخته لاله‌زار من رفته گل از کنار من
1

سوخته لاله‌زار من رفته گل از کنار من

بی‌تو نه رنگم و نه بو ای ‌قدمت بهار من

2

دوش نسیم مژده‌ای گل به سر امید زد

کز ره دور می‌رسد سرو چمن سوار من

3

گر به تبسمی رسد صبح بهار وعده‌ات

آینه موج‌گل زند تا ابد از غبار من

4

گر همه زخم خورده‌ام گل زکف تو برده‌ام

باغ حناست هر کجا خون چکد از شکار من

5

فرصت دیگرم‌ کجاست تا کنم آرزوی وصل

راه عدم سپید کرد شش جهت انتظار من

6

عکس تحیر آب و رنگ منفعل است از آینه

گرد نفس نمی‌کند هستی من ز عار من

7

آه سپند حسرتم ‌گرمی مجمری ندید

سوختنم همان بجاست ناله نکرد کار من

8

کاش به‌ وامی از عرق حق وفا ادا شود

نم نگذاشت در جبین گریهٔ شرمسار من

9

خاک تپیدنم ‌که برد گرد مرا به‌کوی تو

بنده حیرتم که کرد آینه‌ات دچار من

10

ظاهر و باطن دگر نیست به ‌ساز این بساط

تا من و تو اثر نواست نغمهٔ توست تار من

11

گربه سپهرم التجاست ورمه و مهرم آشناست

بیدل بیکس توام غیر تو کیست یار من

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor