غزل شمارهٔ 3108
Poet: Rumi
Metre: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
Rhyme: ارمتونیزمیدانی
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1به دست هجر تو زارم تو نیز میدانی
11
به دست هجر تو زارم تو نیز میدانی
طمع به وصل تو دارم، تو نیز میدانی
22
چو در دل آمد عشق تو و قرار گرفت
نماند صبر و قرارم، تو نیز میدانی
33
نهفته شد گل و بلبل پرید از چمنم
به درد خستهٔ خارم، تو نیز میدانی
44
به ناله باز سپیدم به سان فاخته شد
به کوهسار چو سارم، تو نیز میدانی
55
انار بودم خندان، بر آن عقیق لبت
کنون چو شعلهٔ نارم، تو نیز میدانی
66
انار عشق تو بودهست شمس تبریزی
که برد بر سر دارم، تو نیز میدانی
Sources
Persian text source: Ganjoor

