رباعی شمارهٔ 454
Toggle stanza 1یاری که غمش دوای هر بیمار است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
اکنون که گل سعادتت پربار است
دست تو ز جام مِی چرا بیکار است؟
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 9
گر جان گویم عاشق آن دیدار است
ور دل گویم واله آن گفتار است
AttarMukhtar-namehباب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توانشمارهٔ 46
امشب شب من بسی ضعیف و زار است
امشب شب پرداختن اسرار است
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 169
انصاف بده که عشق نیکوکار است
زانست خلل که طبع بدکردار است
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 174
در باغ من ار سرو و اگر گلزار است
عکس قد و رخسارهٔ آن دلدار است
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 300
سرسبز بود خاک که آبش یار است
خاصّه خاکی که ناطق و بیدار است
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 345
شب رو که شبت راهبر اسرار است
زیرا که نهان ز دیدهٔ اغیار است
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 354
من کوهم و قال من صدای یار است
من نقشم و نقشبندم آن دلدار است
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 420

