غزل شمارهٔ 1949

Poet: Rumi

Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

Rhyme: ن

Poems with the same metre and rhyme: 23

Poetic form: Ghazal

Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1
آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهن
1
آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهن
بر مرید مرده خوانم اندراندازد کفن
2
خود مرید من نمیرد کآب حیوان خورده است
وانگهان از دست کی از ساقیان ذوالمنن
3
ای نجات زندگان و ای حیات مردگان
از درونم بت تراشی وز برونم بت شکن
4
ور براندازد ز رویت باد دولت پرده‌ای
از حیا گل آب گردد نی چمن ماند نه من
5
ور می لب بازگیری از گلستان ساعتی
از خمار و سرگرانی هر سمن گردد سه من
6
ور زمانی بی‌دلان را دم دهی و دل دهی
جان رهد از ننگ ما و ما رهیم از خویشتن
7
گر ندزدید از تو چیزی دل چرا آویخته‌ست
چاره نبود دزد را در عاقبت ز آویختن
8
گر چنین آویختن حاصل شدی هر دزد را
از حریصی دزد گشتی جمله عالم مرد و زن
9
اندر این آویختن کمتر کراماتی که هست
آب حیوان خوردن است و تا ابد باقی شدن
10
چاشنی سوز شمعت گر به عنقا برزدی
پر چو پروانه بدادی سر نهادی در لگن
11
صورت صنع تو آمد ساعتی در بتکده
گه شمن بت می شد آن دم گاه بت می شد شمن
12
هر زمانی نقش می شد نعت احمد بر صلیب
سر وحدت می شنیدند آشکارا از وثن
13
عشقت ای خوب ختن بر دل سواره گشت گفت
این چنین مرکب بباید تاختن را تا ختن
14
شور تو عقلم ستد با فتنه‌ها دربافتم
شور و بی‌عقلی بباید بافتن را با فتن
15
من کجا شعر از کجا لیکن به من در می‌دمد
آن یکی ترکی که آید گویدم هی کیمسن
16
ترک کی تاجیک کی زنگی کی رومی کی
مالک الملکی که داند مو به مو سرّ و علن
17
جامهٔ شعر است شعر و تا درون شعر کیست
یا که حوری جامه‌زیب و یا که دیوی جامه‌کن
18
شعرش از سر برکشیم و حور را در بر کشیم
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

عمرها در پرده بود اسرار وهم ما و من

صیقل زنگار این آیینه شد آخر کفن

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2391

افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن

مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن

HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 390

سَروَرِ اَهلِ عَمایِم، شمعِ جمعِ انجمن

صاحبِ صاحب‌قَران، خواجه قوام‌الدین حَسَن

HafezQitʿatقطعه شمارهٔ 22

گر بدانستی که خواهد مرد ناگه در میان

جامه چندین کی تنیدی پیله گرد خویشتن

SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 175

چنگ در فتراک عشق هیچ بت رویی مزن

تا به شکرانهٔ نخست اندر نبازی جان و تن

SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 299

ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن

عاشقی آری ولیکن بر مراد خویشتن

SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 335

عقل محرم تا بود دستور سلطان بدن

کی به ناواجب رود فرمان جان در ملک تن

SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 125 - در مدح خواجه معین الدین ابونصر احمدبن فضل غزنوی

ای امیرالمومنین ای شمع دین ای بوالحسن

ای به یک ضربت ربوده جان دشمن از بدن

SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 126 - در نعت علی (ع)

گر شراب دوست را در دست تو نبود ثمن

خویشت را در خرابات جوانمردی فگن

SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 129 - در مدح علی بن حسن

دی ز دلتنگی زمانی طوف کردم در چمن

یک جهان جان دیدم آنجا رسته از زندان تن

SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 131 - در مدح قاضی نجم‌الدین حسن غزنوی

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor