غزل شمارهٔ 335
Poet: Sanai
Toggle stanza 1ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن
ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن
عاشقی آری ولیکن بر مراد خویشتن
تا ترا در دل چو قارون گنجها باشد ز آز
چند گویی از اویس و چند گویی از قرن
در دیار تو نتابد ز آسمان هرگز سهیل
گر همی باید سهیلت قصد کن سوی یمن
از مراد خویش برخیز ار مریدی عشق را
در یمن ساکن نگردی تا که باشی در ختن
آز را گشتن دگر آن آرزو دیدن دگر
هر دو با هم کرد نتوان یا وثن شو یا شمن
بی جمال یوسف و بی سوز یعقوب از گزاف
توتیایی ناید از هر باد و از هر پیرهن
باده با فرعون خوری از جام عشق موسوی
با علی در بیعت آیی زهر پاشی بر حسن
پای این میدان نداری جامهٔ مردان مپوش
برگ بیبرگی نداری لاف درویشی مزن
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
عمرها در پرده بود اسرار وهم ما و من
صیقل زنگار این آیینه شد آخر کفن
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2391
افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن
مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 390
سَروَرِ اَهلِ عَمایِم، شمعِ جمعِ انجمن
صاحبِ صاحبقَران، خواجه قوامالدین حَسَن
HafezQitʿatقطعه شمارهٔ 22
عاشقان نالان چو نای و عشق همچون نای زن
تا چهها در می دمد این عشق در سرنای تن
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1936
می گزید او آستین را شرمگین در آمدن
بر سر کویی که پوشد جانها حله بدن
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1943
آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهن
بر مرید مرده خوانم اندراندازد کفن
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1949
سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتن
آستین را می فشاند در اشارت سوی من
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1956
روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زن
زلف او دعوی کند کاینک رسن بازی رسن
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1959
یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش من
بر کنار چشمه خفته در میان نسترن
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1962
از بدیها آن چه گویم هست قصدم خویشتن
زانک زهری من ندیدم در جهان چون خویشتن
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1969
Sources
Persian text source: Ganjoor

