غزل شمارهٔ 1500

Toggle stanza 1
چنان مست است از آن دم جان آدم
1
چنان مست است از آن دم جان آدم
که نشناسد از آن دم جان آدم
2
ز شور اوست چندین جوش دریا
ز سرمستی او مست است عالم
3
زهی سرده که گردن زد اجل را
که تا دنیا نبیند هیچ ماتم
4
شراب حق حلال اندر حلال است
می خنب خدا نبود محرم
5
از این باده جوان گر خورده بودی
نبودی پشت پیر چرخ را خم
6
زمین ار خورده بودی فارغستی
از آنک ابر تر بارد بر او نم
7
دل محرم بیان این بگفتی
اگر بودی به عالم نیم محرم
8
ز آب و گل برون بردی شما را
اگر بودی شما را پای محکم
9
رسید این عشق تا پای شما را
کند محکم ز هر سستی مسلم
10
بگو باقی تو شمس الدین تبریز
که بر تو ختم شد والله اعلم

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

شدم در گوشه میخانه محرم

گرفتم گوشه ای از جمله عالم

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 304

دو منظور موافق روی در هم

همه کس دوست می‌دارند و، من هم

SaadiKhabithat va Majalis al-Hazlخبیثاتشمارهٔ 36

رفیق مهربان و یار همدم

همه کس دوست می‌دارند و من هم

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 353

بسی صورت بگردیدست عالم

وزین صورت بگردد عاقبت هم

SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 37 - در ستایش امیرانکیانو

دو امیرزاده در مصر بودند، یکی علم آموخت و دیگری مال اندوخت. عاقبة‌الاَمر آن یکی عَلّامهٔ عصر گشت و این یکی عزیزِ مصر شد.

پس این توانگر به چشمِ حقارت در فقیه نظر کردی و گفتی: من به سلطنت رسیدم و این همچنان در مَسْکَنَت بمانده است.

SaadiGolestanباب سوم در فضیلت قناعتحکایت شمارهٔ 2

هر که بدی را بکشد خلق را از بلای او برهاند و او را از عذاب خدای عزَّ و جَلَّ.

پسندیده‌ست بخشایش ولیکن

SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 16

چو دانستم که گردنده‌ست عالم

نیاید مرد را بنیاد محکم

SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 251

مسلم کن دل از هستی مسلم

دمادم کش قدح اینجا دمادم

SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 254

زهی پشت و پناه هر دو عالم

سر و سالار فرزندان آدم

SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 110

عزیزی گفت من عمری درین کار

بعقد و جد در بودم گرفتار

AttarAsrar-namehبخش چهاردهمبخش 6 - الحکایه و التمثیل

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor