غزل شمارهٔ 1501
Toggle stanza 1منم فتنه هزاران فتنه زادم
11
منم فتنه هزاران فتنه زادم
به من بنگر که داد فتنه دادم
22
ز من مگریز زیرا درفتادی
بگو الحمدلله درفتادم
33
عجب چیزی است عشق و من عجبتر
تو گویی عشق را خود من نهادم
44
بیا گر من منم خونم بریزید
که تا خود من نمردم من نزادم
55
نگویم سر تو کان غمز باشد
ولی ناگفته بندی برگشادم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Audio
Add your recitationChoose a reciter
0:000:00
Sources
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

