رباعی شمارهٔ 438
Toggle stanza 1هرچند که بار آن شترها شکر است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
سوفسطایی که از خرد بی خبر است
گوید عالم خیالی اندر گذر است
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 18
ماهی که قدش به سرو میماند راست
آیینه به دست و روی خود میآراست
HafezRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 4
نیکی و بدی که در نهادِ بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)از ازل نوشته [34-26]رباعی 34
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 48
شیراز که دریای معانی گذر است
یکتا گهرش عرفی صاحب نظر است
UrfiRubaʿi-haرباعی شمارهٔ 40
عرفی منم آن که کوششم بی اثر است
هستم همه عیب و مو به مویم هنر است
UrfiRubaʿi-haرباعی شمارهٔ 56
عرفی دل ما بسی پریشان نظر است
هر دم هوسش به غمزه ای راهبر است
UrfiRubaʿi-haرباعی شمارهٔ 67
آن را که بخود بر سر یک موی سر است
مجهولی او مفرّحی معتبر است
AttarMukhtar-namehباب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستنشمارهٔ 16
دل در غم تو غرقهٔ خونِ جگر است
جانم متحیر و تنم بیخبر است
AttarMukhtar-namehباب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوقشمارهٔ 30
شوقی که مرا در طلب روی تو خاست
گر برگویم به صد زبان ناید راست
AttarMukhtar-namehباب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوقشمارهٔ 45

