شمارهٔ 18
Poet: Jami
Toggle stanza 1سوفسطایی که از خرد بی خبر است
سوفسطایی که از خرد بی خبر است
گوید عالم خیالی اندر گذر است
آری عالم همه خیالی ست ولی
جاوید در او حقیقتی جلوه گر است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ماهی که قدش به سرو میماند راست
آیینه به دست و روی خود میآراست
HafezRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 4
نیکی و بدی که در نهادِ بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)از ازل نوشته [34-26]رباعی 34
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 48
آن خواجه که بار او همه قند تر است
از مستی خود ز قند خود بیخبر است
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 128
آن شاه که خاک پای او تاج سر است
گفتم که فراق تو ز مرگم بتر است
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 136
آنکس که ز سر عاشقی باخبر است
فاش است میان عاشقان مشتهر است
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 145
از حلقهٔ گوش از دلم باخبر است
در حلقهٔ او دل از همه حلقهتر است
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 153
جانا غم تو ز هرچه گویی بتر است
رنج دل و تاب تن و سوز جگر است
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 275
جانی که به راه عشق تو در خطر است
بس دیده ز جاهلی بر او نوحهگر است
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 278
در ظاهر و باطن آنچه خیر است و شر است
از حکم حقست و از قضا و قدر است
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 307
Sources
Persian text source: Ganjoor

