غزل شمارهٔ 2573
Toggle stanza 1در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
از خانه برون رفتم من دوش به نادانی
تو قصهٔ من بشنو تا چون به عجب مانی
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 195
ای رند قلندر کیش، می نوش ز کس مندیش
انگار همه کم بیش، زیرا که دل درویش
IraqiDivan-e Ashʿarمقطعاتشمارهٔ 9 - مثلث
ترسا بچهای، شنگی، شوخی، شکرستانی
در هر خم زلف او گمراه مسلمانی
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 280
ترسا بچهای لولی همچون بت روحانی
سرمست برون آمد از دیر به نادانی
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 805
پنهان به میان ما میگردد سلطانی
و اندر حشر موران افتاده سلیمانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2570
ای شاه مسلمانان وی جان مسلمانی
پنهان شده و افکنده در شهر پریشانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2571
جانا به غریبستان چندین به چه میمانی
بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2572
از آتش ناپیدا دارم دل بریانی
فریاد مسلمانان از دست مسلمانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2574
ای باغ همیدانی کز باد کی رقصانی
آبستن میوه ستی سرمست گلستانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2605
مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانی
خویش من و پیوندی نی همره و مهمانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2606

