شمارهٔ 9 - مثلث

Stanza 1
Toggle stanza 1
ای رند قلندر کیش، می نوش ز کس مندیش
1

ای رند قلندر کیش، می نوش ز کس مندیش

انگار همه کم بیش، زیرا که دل درویش

Stanza 2
مرهم ننهد بر ریش، از غایت حیرانی
Toggle stanza 2
در دیر شو و بنشین، با خوش پسری شیرین
2

در دیر شو و بنشین، با خوش پسری شیرین

شکر ز لبش می‌چین، تا چند ز کفر و دین؟

Stanza 3
در زلف و رخ او بین، گبری و مسلمانی
Toggle stanza 3
گفتم که: مگر جستم، وز دام بلا رستم
3

گفتم که: مگر جستم، وز دام بلا رستم

دل در پسری بستم، کز یاد لبش مستم

Stanza 4
چون رفت دل از دستم، چه سود پشیمانی؟
Toggle stanza 4
ساقی، می مهرانگیز، در ساغر جانم ریز
4

ساقی، می مهرانگیز، در ساغر جانم ریز

چون مست شوم برخیز، زان طرهٔ شورانگیز

Stanza 5
در گردن من آویز، صد گونه پریشانی
Toggle stanza 5
ای ماه صبا بگذر، پیش در آن دلبر
5

ای ماه صبا بگذر، پیش در آن دلبر

گو: ای دل غم‌پرور، چون نیستی اندر خور

Stanza 6
بنشین تو و می می‌خور، خود را به چه رنجانی؟
Toggle stanza 6
با این همه هم می‌کوش، زهر از کف او می‌نوش
6

با این همه هم می‌کوش، زهر از کف او می‌نوش

چون حلقهٔ او در گوش کردی ز غمش مخروش

Stanza 7
چون پخته نه‌ای می‌جوش از خامی و نادانی
Toggle stanza 7
در میکده چون او باش، می‌خواره شو و قلاش
7

در میکده چون او باش، می‌خواره شو و قلاش

می می‌خور و خوش می‌باش، مخروش و دلم مخراش

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

پنهان به میان ما می‌گردد سلطانی

و اندر حشر موران افتاده سلیمانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2570

ای شاه مسلمانان وی جان مسلمانی

پنهان شده و افکنده در شهر پریشانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2571

جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی

بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2572

در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانی

و اندر تتق غیبی صد یوسف کنعانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2573

از آتش ناپیدا دارم دل بریانی

فریاد مسلمانان از دست مسلمانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2574

ای باغ همی‌دانی کز باد کی رقصانی

آبستن میوه ستی سرمست گلستانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2605

مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانی

خویش من و پیوندی نی همره و مهمانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2606

ما انصف ندمانی، لو انکر ادمانی

فالقهوة من شرطی، لاالتوبة من شانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3181

از خانه برون رفتم من دوش به نادانی

تو قصهٔ من بشنو تا چون به عجب مانی

SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 195

ترسا بچه‌ای لولی همچون بت روحانی

سرمست برون آمد از دیر به نادانی

AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 805

Sources

Persian text source: Ganjoor