غزل شمارهٔ 2571

Poet: Rumi

Metre: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

Rhyme: انی

Poems with the same metre and rhyme: 11

Poetic form: Ghazal

Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1
ای شاه مسلمانان وی جان مسلمانی
1
ای شاه مسلمانان وی جان مسلمانی
پنهان شده و افکنده در شهر پریشانی
2
ای آتش در آتش هم می‌کش و هم می‌کش
سلطان سلاطینی بر کرسی سبحانی
3
شاهنشه هر شاهی صد اختر و صد ماهی
هر حکم که می‌خواهی می‌کن که همه جانی
4
گفتی که تو را یارم رخت تو نگهدارم
از شیر عجب باشد بس نادره چوپانی
5
گر نیست و گر هستم گر عاقل و گر مستم
ور هیچ نمی‌دانم دانم که تو می‌دانی
6
گر در غم و در رنجم در پوست نمی‌گنجم
کز بهر چو تو عیدی قربانم و قربانی
7
گه چون شب یغمایی هر مدرکه بربایی
روز از تن همچون شب چون صبح برون رانی
8
گه جامه بگردانی گویی که رسولم من
یا رب که چه گردد جان چون جامه بگردانی
9
در رزم توی فارِس بر بام توی حارِس
آن چیست عجب جز تو کو را تو نگهبانی
10
ای عشق توی جمله بر کیست تو را حمله
ای عشق عدم‌ها را خواهی که برنجانی
11
ای عشق توی تنها گر لطفی و گر قهری
سرنای تو می‌نالد هم تازی و سریانی
12
گر دیده ببندی تو ور هیچ نخندی تو
فر تو همی‌تابد از تابش پیشانی
13
پنهان نتوان بردن در خانه چراغی را
ای ماه چه می‌آیی در پرده پنهانی
14
ای چشم نمی‌بینی این لشکر سلطان را
وی گوش نمی‌نوشی این نوبت سلطانی
15
گفتم که به چه دهی آن گفتا که به بذل جان
گنجی است به یک حبه در غایت ارزانی
16
لاحول کجا راند دیوی که تو بگماری
باران نکند ساکن گردی که تو ننشانی
17
چون سرمه جادویی در دیده کشی دل را
تمییز کجا ماند در دیده انسانی
18
هر نیست بود هستی در دیده از آن سرمه
هر وهم برد دستی از عقل به آسانی
19
از خاک درت باید در دیده دل سرمه
تا سوی درت آید جوینده ربانی
20
تا جزو به کل تازد حبه سوی کان یازد
قطره سوی بحر آید از سیل کهستانی
21
نی سیل بود این جا نی بحر بود آن جا
خامش که نشد ظاهر هرگز سر روحانی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

از خانه برون رفتم من دوش به نادانی

تو قصهٔ من بشنو تا چون به عجب مانی

SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 195

ای رند قلندر کیش، می نوش ز کس مندیش

انگار همه کم بیش، زیرا که دل درویش

IraqiDivan-e Ashʿarمقطعاتشمارهٔ 9 - مثلث

ترسا بچه‌ای، شنگی، شوخی، شکرستانی

در هر خم زلف او گمراه مسلمانی

IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 280

ترسا بچه‌ای لولی همچون بت روحانی

سرمست برون آمد از دیر به نادانی

AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 805

پنهان به میان ما می‌گردد سلطانی

و اندر حشر موران افتاده سلیمانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2570

جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی

بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2572

در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانی

و اندر تتق غیبی صد یوسف کنعانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2573

از آتش ناپیدا دارم دل بریانی

فریاد مسلمانان از دست مسلمانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2574

ای باغ همی‌دانی کز باد کی رقصانی

آبستن میوه ستی سرمست گلستانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2605

مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانی

خویش من و پیوندی نی همره و مهمانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2606

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 2571 — Divan-e Shams · ZindeRood